نـــفـــس پایــــیــــز
شبای بی ستاره
خونه مورد علاقه من خونه ايست كاملا مدرن و رمانتيك و كاملا به سليقه خودم و يكمي هم طبق نظر ديگران ! كوچك و كمي پيچ در پيچ با ديوارها و سراميك هاي سفيد كه همه جاي آن بوي ملايم شبيه به ياس پيچيده ! خونه ايي خيلي كوچيك و دنج كه هرگاه پنجره اش را باز ميكني آفتاب مهمانت ميشود و تو از ديدنش شاد ميشوي ! ميخواهم جايي بنشينم و فكر كنم . و يا كمي دراز بكشم و بي خيال غصه ها ، به علايقم فكر كنم...پس از چند پله كوتاه پايين مي روم و روي مبلهاي مشكي يا سفيد رنگي كه چهره اي با نمك دارند مي نشينم ! نور كم را دوست دارم ! با لامپهايي كم مصرف يا آباژورهايي كوچك و شيك ...و به غير از اينها و خيلي بيشتر از اينها انواع شمع ها را در شكلهاي مختلف دوست دارم..شمع هاي كوئين و بلند ! در خانه من تلويزيون در خواب است و سكوتش مرا به سمت فكرهاي مختلفي ميكشاند. و اگر اين تلويزيون روشن باشد ، كانالي جز پي ام سي و يا فشن تي وي نيست ! پس بهتر است تلويزيون در خواب باشد تا من فضاي خانه را با صداي رضا صادقي يا محسن يگانه و يا انريكه پر كنم ! اين از همه چيز بهتر است ! ديوارهاي سفيد با تابلوهاي سياه و عجق وجق و مدرن ! تابلويي شبيه به يك نقاشي خط خطي كودك.. خط خطي سياه....آشپزخانه اي اپن كه فقط بوي نسكافه و قهوه و كاكائو مي ده و يخچالش پر است از كاكائوهاي عسلي و پاستيل هاي ميوه اي و نوشابه اي و سانديس هاي انرژي زا....كابينتي پر از نسكافه هاي كلاسنو و رد اگل و....صندلي هاي بلند فرفوژه كنار پيشخوان ، محلي براي لم دادن و غذا كوفت كردن و هر غلط ديگري كردن ! و از همه مهمتر ماشين ظرفشويي ، دوست صميمي من كه هميشه ظرفهايم را به او مي سپارم ! و در اين مكان فقط لامپ كابينت ها و ويترين ها روشن اتاق خوابي با ديوارهاي صورتي خيلي كم رنگ ! تخته خوابي فرفوژه با ست كامل صورتي كم رنگ و ملايم كه رو به روي بالكني كوچك است.. بالكني كه بيشتر اوقات درش باز است و پرده هاي حرير سفيد رنگ با تكه هاي صورتي را به نمايش در مي اورد ! چه زيباست وقتي كه بر روي تشك نرم تخت خوابت خوابي و صبح ساعت 7 با نور آفتاب كه مستقيم بر روي چشمانت نشسته اند بيدار شوي ! ميزي كوچك با يك آينه براق كه هر روز يك آدم تكراري و زشت را از درونش تماشا مي كنم..ميزي پر از لوازم آرايش...پر از لاك هاي صورتي كم رنگ و پر رنگ و پر از بدليجات ! ميز كامپيوتر شلوغ و پلوغ...پر از كاغذ...پر از سي دي و دي وي دي و مجسمه ! و يك بشقاب تخمه و پاكت چيپس ! نور كم خونه شايد برايت كسل كننده باشد. ولي هرچي باشد از قبري كه بعدا در ان جاي ميگرم تاريك تر نيست ! شومينه هخامنشي روبه روي مبل ها گاهي روشن است براي اوقاتي كه شعرها و نامه هاي مسخره مي نويسم ! براي اوقاتي كه بايد عكس هايي را سوزاند كه خاطراتش قلبم را مي آزارند ! براي اوقاتي كه در بعضي از صفحات دفتر خاطراتم ، از اين و آن شكايت مي كنم و بعد پشيمان مي شوم و آن صفحه را پاره مي كنم !ولي دوستش دارم. شومينه را مي گويم..زماني كه شهر عروس شده است و من يك ليوان نسكافه به دست دارم كنار آن مي نشينم و چشم به چشماي نارنجي و داغش مي دوزم ! گاهي احساس مي شود كه دو نفره كنار يك شومينه نشستن و پيتزا خوردن چقدر زيباست. اما قسمت و سرنوشت ، مرا تنها كنار اين شومينه خواهد نشاند..درست مثل يك مجسمه ! نميدانم تا چه حد توانستم خانه مورد علاقه ام را توصيف كنم...اما هرچي هست و هر جوري كه براي خود تصور كرده ام خيلي دوست داشتني ست ! خيلي روياييست ! مي دانم اين جور خانه ها با اين امكانات براي خيلي ها فقط نماد كلاس و فيس و افاده است. اما من هرچه گفتم و هرچه توصيف كردم همش علايق و سليقه هاي من بوده است نه كلاس ! اين خونه كامل كامل است و هيچ چيز كم ندارد حتي يك مرد !

![]()
| Design By : Night Skin |

