می گفت : وابستگی و دلبستگی بد دردیست ، زمانی که حس کنی نمیتوانی دوریش را تحمل کنی و در غیابش که فقط چند ایستگاه مترو از تو دور است ، حس دیوانگی داری ! چه برسد بخواهد برای همیشه از ایران برود...همین که این حرف را به تو می زند و از رفتنش سخن می گوید ، احساس میکنی سخت وابسته ایی و رفتنش بدترین و لاعلاج ترین درد دنیاست ! صدایت خفه می شود و میگیرد..دهانت بسته می شود و از درون فریاد میزنی : نرو ! نه نباید بروی...اینجا کسی هست که سخت دلبسته و وابسته توست ! می گفت : فقط دعا می کنم که کارش جور نشود و نتواند از ایران برود. فقط همین را از خدا میخواهم که او را از من نگیرد...سخن از وابستگی و دلبستگی که به میان بیاید ،جدایی بس سخت و دشوار است !
پست قبل رو به دلیل بی مزگی حذف کردم
نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت
2:26 توسط زهرا Pink| |